خرید بک لینک
مردی باپدرش در سفر بودکه پدرش از دنیا رفت. از چوپانی در آن حوالی پرسید: «چه کسی برای مرده های شما نماز می خواند؟».چوپان گفت: «ما کسی را برای این کار نداریم».خودم نماز آنها را می خوانم.مرد گفت: «خوب لطف کن نماز پدر مرا هم بخوان!»چوپان مقابل جنازه ایستادویکی دو کلمه زمزمه کرد و گفت: «نمازش تمام شد!»مر

برچسب: نویسنده: زهرا اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 6:36

سوگندی خوردمبرسر آن می مانم!

برچسب: نویسنده: زهرا اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 6:36

حکایت کنند مرد عیالواری به خاطر نداری سه شب گرسنه سر بر بالین گذاشت.همسرش او را تحریک کرد به دریا برود،شاید خداوند چیزی نصیبش گرداند.مرد تور ماهیگری را برداشت و به دریا زد تا نزدیکی غروب تور را به دریا می انداخت و جمع میکرد ولی چیزی به تورش نیفتاد.قبل از بازگشت به خانه برای آخرین بار تورش را جمع کرد

برچسب: نویسنده: زهرا اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 6:36

هر شمعی که روشن کنی ، جهان ، جای بهتری می شود. هر نور کوچک ، ذکر خداوند است. شیطان ، باد در مشت دارد تا هر روز شمع و چراغت را خاموش کند ؛ تو اما دوباره روشن کن ، شمع دلت را و چراغ روحت را ...

عرفان نظر آهاری

برچسب: نویسنده: زهرا اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 6:36

انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت

آنقدر که خالی شده بعد از تو جهانم

برچسب: نویسنده: زهرا اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 6:36

دستهایت برگ سبز شد و تنت نیلوفر

با اینکه همه چیز مرداب بود تو زنده آبش کردی

انگار قصه همین بود که سرت را از گنداب بیرون بیاوری و چنان زشتی را به زیبایی بدل کنی و لجن زار را به گلزار که پلشتی شرمنده شود

هر نیلوفر به من می گوید حتی اگر همه جهان زشت است تو زیبای خودت باش

دکتر عرفان نظرآهاری

برچسب: نویسنده: زهرا اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 6:36

یوسف می دانست تمام درها بسته هستند اما بخاطر خدا،

حتی به سوی درهای بسته دوید و تمام درهای بسته برایش بازشد...

"اگر تمام درهای دنیا هم برویت بسته بود، بدو، چون خدای تو و یوسف یکیست"


برچسبها: شکر, شادمانی, آآآی شااادم

برچسب: نویسنده: زهرا اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 6:36

صفحه بندی